تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

عکس عاشقانه

فایل درسی

فایل درسی

مطلب علمی جدید

خوردن این قسمت های مرغ برای خانم‌ها ممنوع!

بسیاری از مواد شیمیایی و مواد سمی که در دنیای خارج از بدن شما وجود دارد در بال مرغ انباشته می‌شوند و شما با خوردن این قسمت لذیذ مرغ، خود را دچار بسیاری از بیماری‌ها می‌کنید.

 به طیور معمولا آنتی‌بیوتیک می‌دهند، آنتی‌بیوتیک‌ها آن‌ها را در مقابل بیماری‌ها محافظت می‌کند و هم باعث می‌شود به اصطلاح زودتر وزن بگیرند و رشد کنند به همین دلیل توصیه می‌شود، زمانی دام و طیوری که از آنتی‌بیوتیک‌ها استفاده کرده‌اند ذبح شوند که نیمه عمر دارو سپری شده باشد تا وقتی‌که این گوشت‌ها به بازار مصرف ارائه می‌شوند، این آنتی‌بیوتیک‌ها به انسان‌ها منتقل نشوند، ولی متاسفانه در بسیاری از موارد این نکته رعایت نمی‌شود به همین علت بسیاری از افراد در مقابل انواع آنتی‌بیوتیک‌ها از خودشان مقاومت نشان می‌دهند بدون این‌که خودشان علت آن را بدانند، دریافت این آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند از طریق شیر، گوشت و انواع منابع حیوانی باشد.
علت خوشمزگی بال مرغ، چربی زیادی است که در آن‌ قسمت‌ها انباشته شده و هرچیزی که خوشمزه باشد یک لذت آنی و یک حسرت دائمی ایجاد می‌کند. در رابطه با گردن مرغ هم گفته می‌شود که گردن محل عبور خیلی از بافت‌های اعصاب است و بسیاری از غدد لنفاوی در گردن قرار دارد که احتمالا این‌ها می‌تواند موجبات انتقال بعضی از ترکیب‌ها را فراهم کند که برای انسان مضر است و توصیه می‌شود که خانم هاو دخترخانم‌ها میل نکنند

به یزدان اگرما خرد داشتیم!!!کجا این سرانجام بد داشتیم؟؟

 
 
در این خاک زرخیز ایـــــــــــران زمین
 
نبودند جز مردمـــــــــــــــی پاک دین
 
همه دینــــــــــشان مردی و داد بود
 
وز آن کشـــــــــــــــور آزاد و آباد بود
 
چو مهر و وفا بود خود کیشـــــشان
 
گنه بود آزار کس پیشـــــــــــــشان
 
همه بنده ناب یــــــــــــزدان پــــــاک
 
همه دل پر از مهر این آب و خـــــاک
 
پــــــــدر در پـــــــدر آریـــــــــایی نژاد
 
ز پشت فریدون نیکـــــــــــــــــــو نهاد

درس آموزگار به شاگردش

 

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم هایی که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به مدرسه بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.در کیسه‌ی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند. سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

متن ادبی کوتاه

 

 

 

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم  که میگفت 
پاشو ببین عجب برفی اومده
برف ده سالگی را به خاطر تعطیل شدن مدرسه و خوابیدن کنار 
مادرم حتی یک ساعت بیشتر
برف چهارده سالگی را به خاطر تشویش امتحانات
برف هجده سالگی را به خاطر استرس کنکور و آینده !!
برف بیست سالگی را به خاطر عاشقی . هیجان عشقی که در ذهنم
تا ابد ادامه داشت
اما از برف بیست و پنج سالگی به بعد
برف ها فقط سرد بود و سرد بود و سرد......
و خاطراتی که هرگز تکرار نخواهد شد......

متن زیبا

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید